تبليغاتX
عشق یا عادت

یکی از ما باز داره تو عشق خیانت میکنه داره دستاش به یه دسته دیگه عادت میکنه؟

+ تاريخ پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 18:16 نويسنده نگار |

+ تاريخ پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 17:11 نويسنده نگار |

 

میل دارم فرار کنم به جایی که کسی مرا نشناسد و فرهنگشان شبیه خودم باشد.
فرهنگ بی اصل و نسبی که خودم اختراعش کرده ام.
سرد و سخت و سنگی...
بی تفاوت و بی توجه...
بدون گذشته...بدون آینده...
نیاز به آدم هایی دارم که هر روز از من حالم را نپرسند در حالی که آرزو می کنند جنون گاوی گرفته باشم یا تب مالت یا یک مرض درست و حسابی دیگر.
همه آنها می دانند من به مرض تفاوت دچار هستم...

باید فرار کنم به جایی که شاید صبح هایش مثل اینجا به جای برف یخ نداشته باشد و صدای کلاغ نیاید و حلیم داغ برایم نخرند.باید فرار کنم اما...

 

+ تاريخ پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 17:9 نويسنده نگار |

تو من رو رشد می دیطوری که من می تونم یه قله ی بلند رو

به تنهایی فتح کنم..

تو من رو رشد می دی طوری که من می تونم بر همه ی بدی ها غلبه کنم.

تو من رو رشد می دی طوری که من می تونم شوق پرواز رو در نگاه بادبادک ببینم.

دنیا در دستان من است...

من قدرتمند هستم وقتی در اغوش توام..

تو من رو رشد می دی بیشتر از اونی که بتونم باور کنم...

 

بیشتر از اونی که کلمات معنیش رو بفهمن...............

+ تاريخ پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 17:6 نويسنده نگار |

+ تاريخ چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 14:47 نويسنده نگار |

دوست دارم يه سنگ بردارم و روي اون بنويسم:دلم برات

 تنگ شده و اونو محکم بکوبونم توي سرت تا بفهمي که

 فراموش کردن من چقدر دردناکه

+ تاريخ چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 14:42 نويسنده نگار |

من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند، و مهم نيست که

 چه کار مي کنيد، که هستيد و کجا زندگي مي کنيد؛ اگر مقدر شده که دو

 نفر با هم باشند، هيچ مرز و مانعي بين آنها وجود نخواهد داشت." –

جوليا رابرتز

+ تاريخ چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 14:40 نويسنده نگار |

من خوشبختم به اندازه ي همان لحظه ي جادويي كه دستانم را فشردي

 وگفتي"دوستت دارم" همين كافي است چه باشي چه نباشي چه بد چه

 خوب دوستت خواهم داشت و...

 

 هرگز فراموشت نخواهم كرد هرگز

+ تاريخ چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 14:39 نويسنده نگار |

      English : I Love You

02) Persian : To ra doost daram

03) Italian : Ti amo

04) German : Ich liebe Dich

05) Turkish : Seni Seviyurum

06) French : Je t'aime

07) Greek : S'ayapo

08) Spanish : Te quiero

09) Hindi : Mai tumase pyre karati hun

10) Arabic : Ana Behibak

11) Iranian : Man doosat daram

12) Japanese : Kimi o ai shiteru

13) Yugoslavian : Ya te volim

14) Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida

15) Russian : Ya vas liubliu

16) Romanian : Te iu besc

17) Vietnamese : Em ye^ Ha eh bak

18) Syrian/lebanese : Bhebbek

19) Swiss-German : Ch'ha di ga"rn

20) Swedish : Jag a"Iskar dig

21) Africans : Ek het jou li

+ تاريخ دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 13:40 نويسنده نگار |

برای  دیدن تو   آنقدر  صبر   می کنم   که   زمین  و  زمان  فریاد  سر   دهند.

برای  زیبایی  چشمهایت  آنقدر  بر  خود  می بالم تا بهار به تو حسادت کند.

برای  گرفتن  دستهای  گرم  تو  آنقدر  نزدیک می شوم تا کوه  یخ  آب  شود.

برای دوباره آمدنت آنقدر حسرت می خورم تا زمستان به حسرتم حسد کند.

برای داشتن  تو آنقدر می گریم تا ابر پاییزی از  اشکهای من  گریه اش  بگیرد.

برای  روی  زیبای  تو  آنقدر  به تو خیره  می شوم  تا  ماه پیش تو  کم  بیاورد.

+ تاريخ دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 12:55 نويسنده نگار |

من بارها و بارها خود را به فجیع ترین شکل ممکن کشته ام .

 این جسم من است که می نویسد روح خود را پرواز دادم در اسمان پاک .

من اینجا نیستم .گاهی جسمم بهونه روح خود را می گیرد چطور می تونم باز گردم

 به جسم خاکی خود که آلوده به گناهست ...؟

 راحتم بگذارید . بزارید همچنان در میان مرگ و زندگی باشم ...

 

+ تاريخ دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 12:53 نويسنده نگار |

اسمتو گذاشتم گل ، ترسیدم پژمرده بشی ، گذاشتم خورشید ترسیدم غروب کنی ، گذاشتم جونم که اگه رفتی منم برم
+ تاريخ یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 14:59 نويسنده نگار |

من تازه دارم معنی عشقو میفهمم بیایید عشق را با عادت اشتباه نگیریم