تبليغاتX
عشق یا عادت

به جاي دسته گلي که فردا برسر قبرم ميگذاري، امروز به شاخه گلي کوچک يادم کن، به جاي سيل اشکي که فردا بر مزارم نصار ميکني، امروز با تبصمي شادم کن، به جاي اون متن هاي تسليت که فردا در روزنامه ها مي نويسي، امروز با پيام هاي کوچک خوشحالم کن . من امروز به تو ا حتياج دارم نه فردا...

+ تاريخ جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 16:44 نويسنده نگار |

دختر به پسر گفت : هميشه پيشم مي موني ، پسر گفت : آره ، دختر گفت حتي اگر بدوني که چشمم کوره ، پسر بازم گفت آره . بعد پسر به دختر گفت : اگر روزي چشمانت خوب بشه و بتوني ببيني تو پيش من مي موني ، دختر گفت بدون ترديد مطمئن باش ، به دختر خبر دادن که دو تا چشم براي پيوند زدن آمادست ، پيوند انجام شد دختر توانست ببيند . روز قرار با پسر ، دختر ديد که پسر کور است . پسر گفت حالا پيشم مي موني دختر گفت نه . پسر گفت : متاسفم . تو با اين چشم هاي آريه اي که هديه اي

از من بود فقط نگاه مي کن

+ تاريخ جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 16:42 نويسنده نگار |

من تازه دارم معنی عشقو میفهمم بیایید عشق را با عادت اشتباه نگیریم